فهرست

جست‌وجوی ابزارهاگزارش تغییرات

برای جابه‌جایی برای باز کردنمسئله را توضیح دهید، نه نام ابزار را

راهنما

درصد تغییر با واحد درصد یکی نیست

نرخی که از ۴٪ به ۵٪ می‌رود، هم یک واحد درصد بالا رفته و هم بیست‌وپنج درصد، و هر دو گزاره درست‌اند. خلط این دو رایج‌ترین خطای عددی در نوشته‌های منتشرشده است، و همان خلطی است که پشت این پرسش نهفته که چرا زیان ۵۰٪ برای جبران به سود ۱۰۰٪ نیاز دارد.

دو کمیت، یک نماد

علامت درصد دو کار انجام می‌دهد، و این دو کار اعداد متفاوتی تولید می‌کنند.

بانک مرکزی نرخی را از ۴٪ به ۵٪ بالا می‌برد.

  • تغییر بر حسب واحد درصد ۱ است. این تفریق است: ۵ منهای ۴.
  • تغییر بر حسب درصد ۲۵٪ است. این تقسیم است: افزایش ۱ نسبت به ۴ آغازین.

هر دو درست‌اند. یک رویداد را توصیف می‌کنند و با هم قابل جایگزینی نیستند، و وقتی مبنا کوچک است فاصلهٔ آن‌ها عظیم می‌شود — رفتن از ۰٫۵٪ به ۱٪ نیم واحد درصد است و در عین حال دو برابر شدن.

قراردادی که این را حل می‌کند این است که برای تفریق بگوییم واحد درصد و برای نسبت بگوییم درصد، و هرگز آن را به بافت متن واگذار نکنیم.

درصدها ضرب می‌شوند، جمع نمی‌شوند

این بخشی است که مردم را با اعدادی که برایشان مهم است گرفتار می‌کند.

قیمتی ۵۰٪ پایین می‌آید، سپس ۵۰٪ بالا می‌رود. به جایی که شروع کرده بود برنگشته — روی ۷۵٪ مقدار اولیه است. هر درصد روی مبنای متفاوتی اعمال شده: کاهش نیمی از ۱۰۰ را گرفت، افزایش نیمی از ۵۰ را اضافه کرد.

100  ->  -50%  ->  50  ->  +50%  ->  75

برای جبران کاهش ۵۰٪ به افزایش ۱۰۰٪ نیاز دارید. از کاهش ۲۰٪، افزایش ۲۵٪. از کاهش ۹۰٪، افزایش ۹۰۰٪. جبران لازم بسیار سریع‌تر از زیانی که سببش شده رشد می‌کند، و به همین دلیل این عدم تقارن دقیقاً همان‌جایی بیشترین اهمیت را دارد که کمترین شهود را داریم.

معکوس کردن یک افزایش، تقسیم است

مرتبط، و به همان اندازه رایج:

wrong:   original = final - 20% of final
right:   original = final / 1.20

قیمتی که ۲۰٪ بالا رفت و به ۱۲۰ رسید، از ۱۰۰ شروع کرده بود. کم کردن ۲۰٪ از ۱۲۰ می‌دهد ۹۶، که چهار واحد کم است. خطا به اندازهٔ مجذور درصد است — اینجا ۴٪، و هنگام معکوس کردن افزایش ۵۰٪، ۲۵٪ — پس در تغییری کوچک آن‌قدر کوچک است که از چشم بیفتد و در تغییری بزرگ شدید است.

این دقیقاً همان حسابی است که پشت حذف مالیات از یک جمع کل نهفته است، و به همین دلیل همین اشتباه روی رسیدها و فاکتورها پیدا می‌شود.

«ساده‌ترین صورت» واقعاً به چه کار می‌آید

ساده کردن کسر مقدارش را تغییر نمی‌دهد. ۲۰/۱۲۰، ۱۰/۶۰ و ۱/۶ یک عددند که به سه شکل نوشته شده‌اند.

آنچه ساده کردن تغییر می‌دهد کاری است که آدم می‌تواند با آن بکند. یک‌ششم ۱۲۰ آشکارا ۲۰ است. بیست صدوبیستمِ ۱۲۰ همان پاسخ است و هیچ‌کس نمی‌تواند آن را ببیند.

تمام هدف همین است: قابلیت مقایسه و حساب ذهنی. به همین دلیل هم سازمان‌های مالیاتی به جای تقسیم، کسری ساده‌شده را کنار نرخ منتشر می‌کنند — و به همین دلیل کسرهایی که ساده نمی‌شوند دانستنی‌اند، چون آن‌ها همان موردهایی‌اند که هیچ میان‌بری وجود ندارد و ماشین‌حساب پاسخ صادقانه است.

یک سود، دو درصد

پرهزینه‌ترین نمونهٔ «این درصدِ چیست» در قیمت‌گذاری است، جایی که یک عدد بسته به اینکه بر چه چیزی تقسیم شود دو نام دارد.

چیزی را که بهای تمام‌شده‌اش ۶۰ است به ۱۰۰ بفروشید. سود ۴۰ است، و همین یک واقعیت، هم حاشیهٔ سود ۴۰٪ است و هم مارک‌آپ (افزایش روی بهای تمام‌شده) ۶۶٫۶۷٪ — حاشیه بر قیمت تقسیم می‌کند، مارک‌آپ بر بهای تمام‌شده. هر دو درست‌اند، هیچ‌کدام گردشدهٔ دیگری نیست، و با بالا رفتن اعداد فاصله بیشتر می‌شود: مارک‌آپ ۵۰٪ حاشیهٔ ۳۳٫۳٪ است، مارک‌آپ ۱۰۰٪ حاشیهٔ ۵۰٪.

خطا، که خطایی رایج است، تعیین هدف در یکی و اعمال آن در دیگری است. هدف گرفتن حاشیهٔ ۴۰٪ با افزودن ۴۰٪ به بهای تمام‌شده، قیمت ۸۴، سود ۲۴ و حاشیهٔ ۲۸٫۵۷٪ می‌دهد — شانزده واحد کمتر روی هر قلم، از یک اشتباه حسابی که قیمتی کاملاً باورپذیر تولید می‌کند.

این همان شکل «تقسیم کنید، تفریق نکنید» است که در معکوس کردن یک افزایش دیدیم، و به همان دلیل: حاشیه نسبت به قیمت سنجیده می‌شود، که همان عددی است که هنوز ندارید.

قیمت‌گذاری از روی حاشیهٔ هدف، سطر به سطر
  1. margin = profit / price

    تعریف. سود نسبت به قیمت سنجیده می‌شود، که همان عددی است که هنوز ندارید.

  2. price - cost = profit

    و سود هر آن چیزی است که قیمت پس از بهای تمام‌شده باقی می‌گذارد.

  3. price x (1 - margin) = cost

    جای‌گذاری و بازآرایی کنید. بهای تمام‌شده آن سهمی از قیمت است که حاشیه برنمی‌دارد.

  4. price = cost / (1 - margin)

    تقسیم کنید. حاشیهٔ ۴۰٪ روی بهای تمام‌شدهٔ ۶۰ می‌شود ۶۰ / ۰٫۶، یعنی ۱۰۰ — نه ۸۴ که از افزودن ۴۰٪ به دست می‌آید.

بهای تمام‌شدهٔ ۶۰، قیمت‌گذاری‌شده برای هر حاشیهٔ هدف. با بالا رفتن حاشیه، ببینید ستون مارک‌آپ چطور از کنترل خارج می‌شود.
قیمت فروش۱۰۰
افزایش قیمت لازم۶۶٫۶۷%
سود۴۰
همهٔ مقدارها
حاشیهٔ سود هدفقیمت فروشافزایش قیمت لازمسود
۵%۶۳٫۱۶۵٫۲۶%۳٫۱۶
۱۰%۶۶٫۶۷۱۱٫۱۱%۶٫۶۷
۱۵%۷۰٫۵۹۱۷٫۶۵%۱۰٫۵۹
۲۰%۷۵۲۵٫۰۰%۱۵
۲۵%۸۰۳۳٫۳۳%۲۰
۳۰%۸۵٫۷۱۴۲٫۸۶%۲۵٫۷۱
۳۵%۹۲٫۳۱۵۳٫۸۵%۳۲٫۳۱
۴۰%۱۰۰۶۶٫۶۷%۴۰
۴۵%۱۰۹٫۰۹۸۱٫۸۲%۴۹٫۰۹
۵۰%۱۲۰۱۰۰٫۰۰%۶۰
۵۵%۱۳۳٫۳۳۱۲۲٫۲۲%۷۳٫۳۳
۶۰%۱۵۰۱۵۰٫۰۰%۹۰
۶۵%۱۷۱٫۴۳۱۸۵٫۷۱%۱۱۱٫۴۳
۷۰%۲۰۰۲۳۳٫۳۳%۱۴۰
۷۵%۲۴۰۳۰۰٫۰۰%۱۸۰
۸۰%۳۰۰۴۰۰٫۰۰%۲۴۰

حاشیه همچنین سقفی ۱۰۰٪ دارد که هرگز به آن نمی‌رسد، چون سود نمی‌تواند از قیمت بیشتر شود. مارک‌آپ اصلاً سقفی ندارد. دو درصد، یک سود، و در بالای بازه تقریباً هیچ چیز مشترکی.

یک دام پیاده‌سازی

ساده کردن کسر یعنی تقسیم صورت و مخرج بر بزرگ‌ترین مقسوم‌علیه مشترکشان، و بزرگ‌ترین مقسوم‌علیه مشترک روی اعداد صحیح تعریف شده است.

بنابراین کسری که از یک عدد اعشاری به دست آمده باید اول به اعداد صحیح مقیاس داده شود. ۱۳٫۵/۱۱۳٫۵ باید اول به ۱۳۵/۱۱۳۵ تبدیل شود تا بتوان آن را به ۲۷/۲۲۷ ساده کرد. پیش از مقیاس کردن ساده کنید و پاسخ بی‌سروصدا اشتباه است — در حالی که هر مورد با اعداد صحیح همچنان بی‌نقص کار می‌کند، و همین است که رها کردن این باگ در محصول را این‌قدر آسان می‌کند.

پرسش‌های رایج

تفاوت درصد و واحد درصد چیست؟

واحد درصد، تفاضل حسابی میان دو درصد است؛ درصد تغییر، تفاوت نسبی است. رفتن از ۴٪ به ۵٪ افزایشی به اندازهٔ یک واحد درصد و به اندازهٔ ۲۵٪ است. هر دو درست‌اند، دو عدد متفاوت‌اند، و جابه‌جا کردنشان وقتی مبنا کوچک است می‌تواند یک تغییر را با ضریبی عظیم بیش از واقع یا کمتر از واقع نشان دهد.

چرا کاهش ۵۰٪ برای جبران به افزایش ۱۰۰٪ نیاز دارد؟

چون هر درصد از مبنای متفاوتی گرفته می‌شود. نصف کردن ۱۰۰ می‌شود ۵۰، و برگشتن از ۵۰ به ۱۰۰ یعنی افزودن ۵۰ به مبنای ۵۰ — که ۱۰۰٪ آن است. درصدهای تغییر جمع یا خنثی نمی‌شوند؛ ضرب می‌شوند. کاهش ۵۰٪ و افزایش ۵۰٪ شما را روی ۷۵ می‌گذارد، نه جایی که شروع کرده بودید.

چگونه یک افزایش درصدی را معکوس کنم؟

تقسیم کنید، تفریق نکنید. اگر قیمتی ۲۰٪ بالا رفته و به ۱۲۰ رسیده، قیمت اولیه ۱۲۰ تقسیم بر ۱٫۲ است که می‌شود ۱۰۰ — نه ۱۲۰ منهای ۲۰٪ که ۹۶ می‌دهد. خطا به اندازهٔ مجذور درصد است، پس به‌سرعت رشد می‌کند: معکوس کردن افزایش ۵۰٪ با تفریق، ۲۵٪ از مقدار اولیه خطا دارد.

کسر به ساده‌ترین صورت به چه کار می‌آید؟

همان عدد است که با کوچک‌ترین اعداد صحیحی که می‌توانند بیانش کنند نوشته شده، و این دو کسر را در یک نگاه قابل مقایسه و حساب ذهنی را ممکن می‌کند. ۲۰/۱۲۰ و ۱/۶ یک مقدارند؛ فقط یکی از آن‌ها بلافاصله به شما می‌گوید که یک‌ششم کل مالیات است.

ابزارهای مرتبط

منابع