ارزش پول پس از بیست سال
با ۳ درصد در سال، مبلغی که بهصورت نقد نگه داشته شود پس از بیست سال حدود ۵۵ درصد آنچه را امروز میخرد، میخرد — ۱۰۰۰ برابر میشود با تقریباً ۵۵۴. از آن سو، بیست سال دیگر حدود ۱۸۰۶ لازم خواهید داشت تا آنچه امروز با ۱۰۰۰ میخرید بخرید. هیچیک از این دو رقم از ۶۰ درصد گرانشدن قیمتها نمیآید؛ از مرکبشدن همان ۳ درصد میآید، که همان سازوکار سود مرکب است، اینبار علیه شما.
سال به سال
| ۱ | ریال ۹۷۰٫۸۷ | ریال ۱٬۰۳۰٫۰۰ | ریال ۲۹٫۱۳ |
| ۲ | ریال ۹۴۲٫۶۰ | ریال ۱٬۰۶۰٫۹۰ | ریال ۵۷٫۴۰ |
| ۳ | ریال ۹۱۵٫۱۴ | ریال ۱٬۰۹۲٫۷۳ | ریال ۸۴٫۸۶ |
| ۴ | ریال ۸۸۸٫۴۹ | ریال ۱٬۱۲۵٫۵۱ | ریال ۱۱۱٫۵۱ |
| ۵ | ریال ۸۶۲٫۶۱ | ریال ۱٬۱۵۹٫۲۷ | ریال ۱۳۷٫۳۹ |
| ۶ | ریال ۸۳۷٫۴۸ | ریال ۱٬۱۹۴٫۰۵ | ریال ۱۶۲٫۵۲ |
| ۷ | ریال ۸۱۳٫۰۹ | ریال ۱٬۲۲۹٫۸۷ | ریال ۱۸۶٫۹۱ |
| ۸ | ریال ۷۸۹٫۴۱ | ریال ۱٬۲۶۶٫۷۷ | ریال ۲۱۰٫۵۹ |
| ۹ | ریال ۷۶۶٫۴۲ | ریال ۱٬۳۰۴٫۷۷ | ریال ۲۳۳٫۵۸ |
| ۱۰ | ریال ۷۴۴٫۰۹ | ریال ۱٬۳۴۳٫۹۲ | ریال ۲۵۵٫۹۱ |
این یک برآورد است، نه مشاورهٔ مالی. عددها نمونهاند و به فرضهای نوشتهشده در پایین بستگی دارند. پیش از هر تصمیم، موارد مهم را با یک مشاور واجد صلاحیت یا خود ارائهدهنده بررسی کنید.
نمونهٔ حلشدهٔ پایین، رسمشده. یک خط آن چیزی است که پول با گذشت زمان میخرد؛ خط دیگر آن چیزی است که برای همپا ماندن لازم است.
تورم مرکب میشود. بیست سال با نرخ ۳ درصد یعنی ۶۰ درصد نیست، یعنی افت به حدود ۵۵ درصد ارزش امروز.
قانون ۷۲ اینجا هم کار میکند: ۷۲ تقسیم بر نرخ، تقریباً همان سالهایی است که تا نصفشدن ارزش پول میماند.
بازده کمتر از نرخ تورم زیانی واقعی است، هر قدر هم عدد روی صورتحساب مثبت به نظر برسد.
چگونگی کار
فرمول
قیمتها با ضریبی مرکب بالا میروند:
prices = (1 + inflation)^years
دو جهت محاسبه از همین ضریب:
قدرت خرید آینده = amount / prices
مبلغ لازم در آینده = amount x prices
اگر پول بازده داشته باشد:
nominal = amount x (1 + growth)^years
real = nominal / prices
نرخ رشد واقعی:
real rate = (1 + growth) / (1 + inflation) - 1
کمکردن سادهٔ تورم از بازده فقط یک تقریب است؛
در اعداد کوچک نزدیک است و همانجا که اهمیت دارد نادرست.
سالهای لازم برای نصفشدن قدرت خرید = ln(۲) / ln(۱ + inflation)
فرضها
- یک نرخ ثابت برای کل دوره. تورم واقعی هیچ شباهتی به یک نرخ ثابت ندارد و هر دههٔ مشخصی میتواند بسیار دور از میانگین بلندمدت بیفتد.
- نرخی که وارد میکنید همان نرخی است که به شما مربوط میشود. شاخص منتشرشده سبدی است که برای خانوار متوسط وزندهی شده، و هیچکس مثل میانگین خرج نمیکند — اگر اجاره و انرژی سهم بزرگی از مخارج شما باشند، نرخ تجربهشدهٔ شما میتواند سالها بالاتر از نرخ رسمیِ اعلامشده بماند.
- فیلد بازده، اسمی است و پیش از مالیات و کارمزدها. هر دوی اینها مستقیماً از آن کم میشوند و هر دو کاهشی واقعی در آنچه پول میخرد به شمار میروند.
- رشد واقعی بهصورت نسبت دو ضریب حساب میشود، نه تفاضل دو نرخ. آن تفریق تقریب رایج است و پاسخ را بیش از واقع نشان میدهد.
- رقم نصفشدن، لگاریتم دقیق است و نه قانون ۷۲، که برای میانهٔ دامنهٔ خود تنظیم شده و در دو سوی آن از پاسخ فاصله میگیرد.
- ارقام عمداً نماد ارز ندارند. حساب در پوند و یورو و دلار یکی است و ابزار از همان ارزی پیروی میکند که زبان و منطقهٔ شما دارد.
پرسشهای رایج
آیا فرض ۳ درصد منطقی است؟
رقمی رایج برای برنامهریزی است و یک حدس. بسیاری از بانکهای مرکزی ۲ درصد را هدف گرفتهاند، میانگین بلندمدتِ تحققیافته در اقتصادهای توسعهیافته اغلب به ۳ درصد نزدیکتر بوده، و هر دههٔ مشخصی میتواند بسیار بیرون از هر دو بیفتد. راه بهکار آمدنی این است که رقمی را که بدبینانه میدانید در کنار رقمی که انتظار دارید اجرا کنید، چون فاصلهٔ میان آن دو در طول بیست سال بزرگ است.
آیا نرخ تورم خودِ من با نرخ منتشرشده فرق دارد؟
تقریباً بهیقین. شاخص رسمی سبدی است که برای خانوار متوسط وزندهی شده، و هیچکس مثل میانگین خرج نمیکند. اگر اجاره و انرژی سهم بزرگی از مخارج شما باشند، نرخ تجربهشدهٔ شما میتواند سالها پیاپی بسیار بالاتر از نرخ منتشرشده بماند؛ به همین دلیل یک رقم ملی نقطهٔ شروع است، نه پاسخ.
منابع
روش را Tessalor در ۹ مرداد ۱۴۰۵ نوشته و بررسی کرده است.
روش کامل، مثال محاسبهشده و همهٔ فرضهای این نتیجه در این صفحه آمده است: ماشینحساب تأثیر تورم.